نویسنده :
محمد نصیری - ساعت ٤:۱۳ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٢
زمانی که علی دایی رو برای سرمربی گری تیم ملی فوتبال انتخاب کردن معلوم بود که از این به بعد
فوتبال ایران محل تسویه حسابهای شخصی میشه و اتفاقات نادری که در فوتبال ایران رخ میده رنگ
و لعاب جدیدی به خودش میگیره و از اینی هم که هست نادر تر میشه.آقای دایی هم همون تور که
انتظار میرفت از همون روز اول شروع کرد به تسویه حساب شخصی و مثل بختک افتاد روی فوتبال
کشور بماند که زمان بازیگری این آقا تو تیم ملی علی رغم بازیهای خوبش، به صورت زیرآب زنی
خیلی کارا کرد و مانع پیشرفت این تیم شد.
نویسنده :
محمد نصیری - ساعت ۳:٢٩ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱٩
خبرنگارها آدمهای مهمیاند! یاد صحبت دکتر حسین شهیدی (مدیر سابق آموزش بی.بی.سی و استاد فعلی ارتباطات در دانشگاه آمریکایی بیروت) درباره اهمیت خبرنگارها میافتم. دکتر حسین شهیدی عزیز ـ که بهسان پدر دوستداشتنیاش زندهیاد دکتر سیدجعفر شهیدی، علم و اخلاق را باهم دارد ــ دو سال پیش خیلی بیتکلف بهدعوتم برای برگزاری کلاس آموزشی در خبر رادیو پاسخ گفت و طی دو سه جلسه که وقت زیادی ازش گرفت، به ما نکتهها آموخت. ابتدای یکی از این جلسات، در مقدمهای به بیان اهمیت خبرنگارها پرداخت؛ و البته برخلاف انتظار، برجکمان را زد!
چیزی شبیه به این مضمون گفت؛ کم و زیادش با من. گفت: فکر کنید نانواها یک روز اعتصاب کنند. مردم چه میکشند؟ فکر کنید رانندهها یک روز اعتصاب کنند. مملکت فلج میشود. فکر کنید رفتگرها اعتصاب کنند. بوی گند، همه شهر را میگیرد. اما اگر خبرنگارها اعتصاب کنند، چه اتفاقی میافتد؟! هیچ! تازه مردم سر آسوده بر بالین میگذارند!
چه راست میگفت! و جالب است که با این درجه اهمیت، اینجا و آنجا از رانتهای مختلف بهره میبریم: در اختیار داشتن تریبونهایی که بعضی حاضرند برای داشتنش میلیاردها بپردازند؛ یا حضور در جاهایی که مردم عادی را راه نمیدهند؛ یا صحبت کردن با مقاماتی که مردم عادی برای سی ثانیه صحبت با آنها ماهها و سالها و شاید تا ابد در انتظار بمانند و ....!
و ما خبرنگارها هم کمکم باورمان شده است که خیلی مهمیم؛ بس که مقامات از ترسشان و عوامالناس از ...شان ما را تحویل گرفتند!
واقعا اگر بنا بر اهمیت شغل باشد، نامگذاری روزی بهنام "خبرنگار" مهمتر است یا نامگذاری روزهایی بهنام نانوا و راننده و رفتگر؟
بهنظر، نامگذاری روزی بهنام "خبرنگار" بهانهای است برای باج دادن به کسانی که اگر درست کار کنند، کمتر مقام مسئولی حاضر خواهد شد از آنان تقدیر و تجلیل کند!
منبع وبلاگ دوست عزیزم یاسر قدسی ghalamodel.blogfa.com
نویسنده :
محمد نصیری - ساعت ٤:٤٦ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱۸
امروز بلاخره گزارشی رو که در مورد کیفت خدمات دهی اتوبوسهای بخش خصوصی
داشتم کار میکردم رو تموم کردم. چن تا موضوع تو ذهنمم اومد که تو گزارش نمیتونستم
بیارم.یکی این بود که نمیدونم چرا همه کارایی که تو کشور آغاز خوبی دارن ،پایان
خوبی ندارن. مثلا بخش خصوصی تو ایران قرار بود که هزینه های دولتو کم کنه و
خدماتی که میده بهتر و با کیفت تر از یخش دولتی یاشه که تو خیلی از بخشهای که
خصوصی شد این اتفاق نیافتاد و حتی این بخشها به نوعی برای دولت هزینه بردارم
شدن.من فکر کنم علتش مدیریت ضعیف بخش خصوصی، نظارت ضعیف بخش دولتی و
الگوبرداری از خدمات ضعیفی که تو بخشهای دولتی تو این چن سال به ما داده شده.و
از همه مهمتر آشنا نبودن مردم به حقوق خودشون مثلا تو همین گزارش اتوبوسها
وقتی از مردم میپرسیدم که میدونید اتوبوسهای بخش خصوصی باید چه خدماتی رو به
مردم بدن اکثرا بی اطلاع بودن.اابته دلیل دوم اینکه تو بیشتر بخشها خدمات با کیفیت
پایین ارائه می شه مطالبه نکردن از اون بخشی است که داره اون خدمات رو به مردم
میده.به هر حال تا زمانی که فرهنگ مطالبه کردن از سوی من و شما و رقابت بین
بخشهای خصوصی ایجاد نشه و مدیران بخشهای خصوصی در باره این جمله که
همیشه حق با مشتری است رو خودشون به کوچه علی چپ بزنن و معنی این جملرو
درک نکنن بعید به نظر میاد که بخش خصوصی تو ایران به موفقیت چشمگیری دست
پیدا کنه.
نویسنده :
محمد نصیری - ساعت ٥:۳٤ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱٧
سلام.
شاید براتون این سوال پیش بیاد که چرا اسم وبلاگمو ترور سبز گذاشتم.ار اونجا که من خبرنگار
هستم معتقدم که قدرت قلم و کلام برای هرکاری کافی و تا حالا هم خیلی از خبرنگارا و رسانه ها تونستن با مطالبی که منتشر میکنن خیلی از جریانها رو را بندازن و افرادی رو به حق و گاهی به ناحق از مسند قدرت بیارن پایین و این معنی ترور سبز که بدون خون وخونریزی خیلی از کارها رو بتونی انجام بدی.البته تو این وبلاگ قصد ندارم که فقط کار خبری کنم در مورد خیلی چیزا از جمله زنگی روزمره خودم هم میخوام بنویسم.